بسم الله الرحمن الرحیم
بعد از یک هفته و سه روز که برام قد یک سال گذشت فردا با دوچرخه میرم شرکت.. شاید مرهم دلم شد .. تا کی بشینم زانوی غم بغل بگیرم.. چرا حالم خوب نمیشه این روزا؟ یه دلیل بزرگش کارم و حقوق ناچیزمه که هرچی جنگیدم برای افزایش انگاری نقش برآب شده و هنوز تو بلاتکلیفی ام.. دلیل دیگه اش کدورتیه که بین من و یکی از همکارام پیش اومده بخاطر موش دووندن یه نفر دیگه بین ما... دلیل دیگه ش هم این حجم از تنهایی یه که کسی نیس تا براش از مشکلام بگم و دل به دلم بده و بگه پایه ست باهم بریم بیرون فقط برا خوبی ِ حال دل خودمون بگیم بخندیم...
-برایم کتابی بخر و صفحه ی اولش بنویس:
" برای لبخندت موقع بو کردن برگه هایش..."
+ نوشته شده در ۱۴۰۰/۰۳/۱۰ ساعت توسط
|