بسم الله الرحمن الرحیم

جمعه بود/ بعد از تمرینهای شبانه و یه بار تجربه ی رفتن تا بابلسر، قرار بود تو اردوی نیمروزه ی رکاب زنی ۷۰کیلومتری با چالشهای سربالایی و سرپایینی شرکت کنم و کردم.. دوتا از سربالایی ها کم آوردم اما برای بار اول تجربه خوبی داشتم.. دوچرخه سواری یه دنیای عجیبی داره که قابل وصف نیست به زبونم. خیلی انرژی مثبت داره، و همه اونهایی که دوچرخه سوارن هوای همدیگه رو به شدت دارن و خیلی مهربونن.

بعد که برگشتم دم افطار گوشیم زنگ خورد ، خبر اومد که کیسه آب خواهرم پاره شده و دارن میبرنش بیمارستان.. دیگه روهوا بودم..تقریبا یه ماهی زودتر از موعد بود و نگران هم بودم.. نفهمیدم چطوری خودمو رسوندم تا بیمارستان انصاری تهران و تو سالن انتظار تادوصبح گریه میکردم تا خدا به مهنازم طاقت درد بده و مادر و بچه صحیح و سالم ازهم جداشن.. همین الانشم که مینویسم گریه م گرفته.. دل آرای نازنینم به سلامتی دنیا اومد و دنیامونو با اومدنش بهشت کرد برامون.. فرشته کوچولوی خاله منتظر نموند اردیبهشتی بشه:) دوست داشت تو همین فروردین دنیا بیاد.. خوش اومدی کوچولوی قشنگم ، تو زیباترین هدیه ی امسال به ماهایی، دلبرکم امیدوارم همیشه سلامت باشی و بخندی، و از خودت و زندگیت راضی باشی.. فدای دست و پاهای کوچولوت بشه خاله.

دوشنبه/ برگشتم سرکار.. دورم از خواهر دوقلوم که میدونم تو این وضعیت به کمکم احتیاج داره و ازین بابت دلم غصه داره.. خدایا به مامان بابای مهربونش کمک کن..

شاید تو همه عمرم قدر لحظه هایی که تو این فروردین تجربه کردم شاد و آروم نبودم.. خداجونم شکرت بخاطر اینکه همیشه هوامو داری.. دوستت دارم خدا..

ماه مهمونی خداست. همه تلاشمو میکنم تا صبور باشم و زود از کوره در نرم.. خداجونم توکل به خودت..

بسم الله الرحمن الرحیم

 

مجال

بی رحمانه اندک بود و

واقعه

            سخت

                        نامنتظر.

از بهار

حظّ ِ تماشایی نچشیدیم،

که قفس

باغ را پژمرده می کند.

از آفتاب و نفس

چنان بریده خواهم شد

که لب از بوسه ی ناسیراب.

برهنه

بگو برهنه به خاک ام کنند

سراپا برهنه

بدان گونه که عشق را نماز می بریم، ــ

که بی شایبه ی حجابی

با خاک

عاشقانه

در آمیختن می خواهم.

 

از : احمد شاملو

بسم الله الرحمن الرحیم

 تا وقتی زورم به قلم خودم نمیرسه.. از نوشته های بقیه مینویسم... اینو اما نمیدونم کجا خوندمش.. خیلی درسته

 

٭ شما زنها را نمیشناسید! زنها از همه چیز می ترسند.. از تنهایی.. از دلتنگی.. از دیروز.. از فردا.. از زشت شدن.. از دیده نشدن.. از جایگزین شدن.. از تکراری شدن.. از پیرشدن.. از دوست داشته نشدن.. و شما برای رفع این ترسها، نه نیاز به پول دارید، نه موقعیت، نه قدرت، نه زیبایی و نه زبان بازی. کافیست فقط حریم بازوانتان راست بگوید؛ کافیست دوست داشتن و ماندن را بلد باشید!

:::سیمین،بهبهانی

بسم الله الرحمن الرحیم

به آرزو نرسیدیم و دیر دانستیم،

که راه، دورتر از عمرِ آرزومند است..

::: ابتهاج

بسم الله الرحمن الرحیم

یه دفتر داشتم که تقریبا از همه روزام و حسهای عجیب غریبم وقتی داشتم بزرگ میشدم، توش مینوشتم.. حالام خب، دیگه نیس.. یعنی.. یه چیزی سرجاش نیست.. یا احساسی نمونده یاهم دیگه بزرگ نشدم.. 

+امیدارم بهار امسال رو قشنگش کنید و دوستش داشته باشید.

+...

+‏از دفن ما
 سال‌هاست که می‌گذرد،
 فقط
 کاش کسی می‌دانست
 چرا نمی‌میریم؟

‎::معین_دهاز