سقف آرزوهایم را هر روز پایین‌تر آوردم، آنقدر که به جای رسیدن من به آنها، آنها به من رسیدند. حالا فرو می‌روم در میز، در صندلی، در نوشته‌های روی کاغذ. و کسی چه می‌داند، شاید اینکه کفش‌هایم هر روز بیشتر شبیه خاک می‌شوند، نشانه‌ای باشد بر اینکه کم‌کم در خاک فرو می‌روم و خودم حواسم نیست